منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
درباره

صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی



با توجه به زلزله های اخیر در سه استان ایلام ، لرستان و خوزستان در

غرب و جنوب غربی کشورمان ایران و  عرض همدردی با عزیزان خسارت

دیده قرائت نماز آیات در هنگام زلزله واجب شرعی است، آنچه در زیر

می خوانید طریقه قرائت نماز آیات بصورت آسان و ساده است:

نماز آیاتبه واسطه چهار چیز واجب مى شود :

(اوّل) گرفتن خورشید.

(دوم) گرفتن ماه، اگر چه مقدار کمى از آنها گرفته شود و کسى هم از آن نترسد.

(سوم) زلزله، اگر چه کسى هم نترسد.

(چهارم) رعد و برق و بادهاى سیاه و سرخ و مانند اینها از آیات

آسمانى، در صورتى که بیشتر مردم از آنها بترسند، و امّا در حوادث

زمینى ـ مانند فرو رفتن آب دریا و افتادن کوه که موجب ترس اکثر مردم

شودـ احتیاط مستحبّ خواندن نماز آیات است.

نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد ، که به

دو روش خوانده می شود .


روش اول : بعد از نیت و تکبیرة الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به

رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و

به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و

سپس سر از رکوع بردارد و همین طور ادامه دهد تا یک رکعت پنج

رکوعى که قبل از هر رکوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد،

سپس به سجده رفته و دو سجده نماید و بعد براى رکعت دوم قیام کند و

مانند رکعت اول انجام دهد سپس رکوع پنجم را بعد از قنوت بجا آورده و

دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد.

 

روش دوم: بعد از نیت و تکبیرةالاحرام، حمد و یک آیه از سوره‏اى را

قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آیه دیگرى از آن

سوره را بخواند و به رکوع رود، و بعد سر از رکوع برداشته و آیه دیگرى از

همان سوره را قرائت نماید و همین طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا

سوره‏اى که پیش از هر رکوع، یک آیه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع

آخر تمام شود. سپس رکوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از

اتمام دو سجده، براى رکعت دوم قیام نماید و حمد و آیه‏اى از یک سوره

را بخواند و به رکوع برود و همین طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد

بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر رکوعى به یک آیه از

سوره‏اى اکتفا کند، نباید سوره حمد را بیش از یک مرتبه در اول آن رکعت

بخواند.

حال  به عنوان نمونه، نماز آیات را به شکل کوتاه آن با تقسیم سوره

"قدر" بیان می کنیم:

پس از نیت ، با گفتن "الله اکبر" نماز را شروع می کنیم.

سوره حمد را بخوانید و حالا پس از بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، آیه اول

سوره قدر را بخوانید إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ«1»  به رکوع بروید

برخیزید و آیه دوم سوره قدر را بخوانید (بسم الله الرحمن الرحیم

نمی خواهد فقط آیه بعدی سوره قدر)

وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیلَةُ الْقَدْرِ«2»   به رکوع بروید

برخیزید و آیه سوم سوره قدر را بخوانید لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ«3» به رکوع بروید

برخیزید و آیه چهارم سوره قدر را بخوانید

  تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ«4»   به رکوع بروید

برخیزید و آیه پنجم سوره قدر را بخوانید

سَلَامٌ هِی حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ«5»   به رکوع بروید

به سجده بروید  ( دو بار سجده مثل نماز عادی )

رکعت دوم را مانند رکعت اول بخوانید ، فقط در رکعت دوم می توانید قنوت را هم بخوانید

سپس رکوع پنجم را بعد از قنوت بجا آورده، سر از رکوع برداشته و به سجده می روید .

با تشهد و سلام ، نماز را به اتمام می رسانید .


ضمناً این نماز را می توان به جماعت خواند ، چرا که جزء نمازهای واجب می باشد .

احکام نماز آیات

١- از وقتى که خورشید یا ماه شروع به گرفتن مى‏کند انسان باید نماز

آیات را بخواند و بنابر احتیاط واجب باید به قدرى تاخیر نیندازد که شروع به باز شدن کند.

٢- اگر خواندن نماز آیات را به قدرى تاخیر بیندازد ، که آفتاب یا ماه شروع

به باز شدن کند ، باید نیت ادا و قضا نکند ولى اگر بعد از باز شدن تمام

آن،نماز بخواند ، باید نیت قضا نماید.

٣- اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه بیشتر از خواندن یک رکعت‏باشد ولى

انسان نماز را نخواند، تا به اندازه خواندن یک رکعت ‏به آخر وقت آن مانده

باشد باید نیت ادا کند بلکه اگر مدت گرفتن آنها به اندازه خواندن یک

رکعت هم باشد بنابر احتیاط واجب باید نماز آیات را بخواند و ادا است.

4- موقعى که زلزله و رعد و برق و مانند اینها اتفاق مى افتد، انسان باید

فورا نماز آیات را بخواند و اگر نخواند معصیت کرده و تا آخر عمر بر او واجب

است و هر وقت‏بخواند ادا است

التماس دعا



برچسب ها : آموزشی ، ادعیه و اعمال ، مذهبی ، نیله چی

ماه ضیافت الهی مبارک باد

وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیا «71»

و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم می‌شوید؛ این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت!

ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیا «72»

سپس آنها را که تقوا پیشه کردند از آن رهایی می‌بخشیم؛ و ظالمان را -در حالی که (از ضعف و ذلت) به زانو درآمده‌اند- در آن رها می‌سازیم.

سوره مریم آیه 71 و 72

همه وارد جهنم می شوند! : بیشتر مفسران این آیات گفته اند که

همه ی انسانها، نیک و بد، بدون استثنا وارد جهنم می شوند؛ منتها

دوزخ بر نیکان، سرد و سالم خواهد بود؛ همان گونه که آتش نمرود بر

ابراهیم سرد شد؛ چرا که آتش با آنان سنخیت ندارد؛ ولی دوزخیان که با

آتش دوزخ تناسب دارند، همچون ماده ی آتش گیر فوراً شعله ور

می شوند. در روایتی می خوانیم که شخصی از جابر بن عبدالله انصاری

درباره ی این آیه پرسید. جابر با دو انگشت و دو گوشش اشاره کرد و

گفت مطلب با این دو گوش خود از پیامبر (ص) شنیدم که اگر دروغ

بگویم، هر دو کر باد. فرمود :

« ورود در این آیه به معنای داخل شدن است. هیچ نیکوکار و بدکاری

نیست مگر این که داخل جهنم شود. آتش در برابر مؤمنان ، سرد و سالم

خواهد بود؛ همان گونه که بر حضرت ابراهیم (ع) بود؛ تا آنجا که آتش- یا

جهنم- از شدت سردی فریاد می کشد. سپس خداوند پرهیزگاران را

رهایی می بخشد و ظالمان را ذلیلانه در آن رها می کند

در حدیث دیگری از پیامبر (ص) می خوانیم : « روز قیامت، آتش به فرد با

ایمان می گوید : زوتر از من بگذر که نورت شعله ی مرا خاموش کرد. »

 تعبیر پر معنایی که در باره ی پل صراط در روایات آمده که این پل بر روی

جهنم کشیده شده، از مو  باریک تر و از شمشیر تیزتر است نیز شاهد و گواه دیگری بر این تفسیر است.

اما حکمت الهی این کار چیست و آیا مؤمنان از این کار آزار و عذابی

نمی ببینند؟ در پاسخ باید گفت که مشاهده ی دوزخ و عذاب های آن،

طعم نعمات بهشتی را دو چندان می کند؛ زیرا مؤمنان خواهند دید که از

چه مهلکه ای رها شده اند. به علاوه، آنها چنان سریع و قاطع از آتش

می گذرند که کمترین اثری  در آنها نمی تواند داشته باشد.

در حدیثی ازپیامبر (ص) آمده است :

« مردم همگی وارد آتش دوزخ می شوند. سپس بر حسب اعمالشان از

آن بیرون می آیند؛ بعضی همچون برق، گروهی کمتر از آن همچون

گذشتن تند باد، برخی همچون دویدن شدید اسب، برخی همچون سوار

معمولی ، بعضی همچون پیاده ای که تند می دود و برخی همچون

کسی که معمولی راه می روند.» 1

1-      نمونه ، ج 13 ، ص 118



برچسب ها : آموزشی ، ایرانی سلام ، آیت الله ناصر مکارم شیرازی ، تفسیر آیات قرآن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ «البلد/4»

که ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگی او پر از رنجهاست)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

یا أَیهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ «الانشقاق/6»

ای انسان! تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی کرد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ

وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ « البقرة/155»

قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و

جانها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‌کنندگان

 

 

بلاها و رنج ها چهار خاصیت می تواند در برداشته باشند.

 1-  نقطه ضعف ها را نشان  می دهند

2- انسان را از وابستگی ها و دلبستگی ها آزاد می کنند

3- او را از بن بست ها و رکود ها بیرون می برد

4- غرورهای او می ریزد و شکسته می شود

انسان آفریده حکیمِ مطلق است، در لسان قرآنی و آیات الهی و در

روایات و سنت به طور معمول سختی‌ها را برای انسان به عنوان یک

نقطه سازنده دانسته و انسان در سختی آب دیده‌تر می‌شود.

 

زندگی انسان همواره با سختی های فراوانی رو به رو است که گاه او

را از پای درآورده و ناامید و دلسرد می کند؛ در خصوص فلسفه سختیها

در زندگی با حجت الاسلام بهرام دلیر، استاد درس خارج فقه و اصول و

فلسفه عرفان، مدیر گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

گفتگویی انجام شده که از نظرتان می گذرد:

طبق آیه 4 سوره بلد:"لقدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ" انسان از همان اول

در سختی و محنت آفریده شده و این سختی با تاکید هم بیان شده

است(لقد که دلالت بر تاکید می کند) دلیل این نوع آفرینش چیست و

چرا اساسا خداوند از ابتدا انسان را با سختی آفریده است؟

انسان آفریده حکیمِ مطلق است که آفریینده نظام آفرینش است؛ در

لسان قرآنی و آیات الهی و در روایات و سنت به طور معمول سختی ها

را برای انسان به عنوان یک نقطه سازنده دانسته و انسان در سختی آب

دیده تر می شود. طلای 24 عیار، 24 نمی شود مگر آن آتش هایی که

به ظاهر بسیار سخت است، بر آن وارد شود و تا طلا این آتش ها را

لمس نکند و ار دالان آن آتشکده ها نگذرد، طلا نمی شود. یا شمشیر تا

آن پتک های آتشین آهنگر را نخورد، شمشیر تیز و برنده نخواهد شد.

تمام قصه صنعت همین است و محصول تا از خط تولید بیرون می آید از

همان آغاز تا انجام، سختی بسیار دیده تا ارزشمند شده است.

اما گل سر سبد آفرینش، انسان است. معروف است که خدا بهترین

فرضیه را برای انسان، گرسنگی می داند که دریچه های از معرفت را به

او باز می کند که با شکم سیر نمی شود این اتفاق بیفتد.

در لسان امیرالمومنین علی (علیه السلام) غالب مرض از پرخوری به

وجود می آید و امام علی(علیه السلام) خود که جنگجوی بی نظیر و

حاکم بزرگ و مدیر و مدبر و صاحب اندیشه های سیاسی بود، به اندک

نانی اکتفا می کرد.
 
در روایات می خوانیم که بلاها، آزمون ها و امتحاناتی که به ظاهر سخت

است، این ها را خدا برای دوستان خود فرو می فرستد. همین سختی

ها وقتی به عوام وارد می شود می گویند:

" مگر من چه گناهی کرده ام که خدا این بلا را بر من وارد کرد؟"

مگر حضرت زینب (علیها السلام) چه کرده بود که اگر مصیبت او را

تقسیم کنند، به همه دنیا سهمی هر چند کوچک می رسد؛ مصیبت از

دست دادن مادر، پدر، برادر، فرزندان، نزدیکان و ... اما او روح بلندی دارد

و وقتی تمام این مصیبت ها که برزگترین آن دیدن سر برادر بر سر نیزه و

در تشت یزید است، می بیند، می گوید:"ما رأیت الّا جمیلا؛ من جز زیبایی چیزی ندیدم"
 
این چشم زیبابین چطور به دست می آید؟

به تحمل سختی ها و گذشتن از کوره های بلا؛ ببینید حضرت ابراهیم

(علیه السلام) خلیل که مقام امامت به دست آورده بود، سختی های

بسیار در زندگی دیده بود. آن حضرت (علیه السلام) سالیان طولانی

آرزوی داشتن فرزندی داشت و خدا در میانسالی به او پسری عطا

میکند که وقتی این پسر رشید می شود، حضرت ابراهیم (علیه السلام)

باید او را در راه خدا قربانی کند! چقدر این امتحان سخت است!

یا حضرت یونس (علیه السلام) یا حضرت یوسف (علیه السلام) که رنج

دوری از خانوداده و زندانی شدن در چاه و ... را تحمل کرد. بنابراین عرفا

و انبیای الهی با کشیدن سختی، چله نشینی، ترک لذت خواب شیرین

شب، ناله و مناجات به مقاماتی می رسند که هر کسی نمی رسد.

آیا تا به حال دیده اید کشتی گیری بدون رژیم غذایی و تمرین به مسابقات راه یابد؟

آیا دیده یا شنیده اید، فوتبالیستی بدون تحمل رنج تمرین و دوری از خانواده و اردوهای ورزشی، به جام جهانی صعود کند؟

یا بچه ای که با ورزش و ژیمناستیک توانسته بالانس بزند و بدن منعطف

و نرمی داشته باشد، آیا این بدن را بدون تمرین به دست آورده است؟

لذا از همان زمان بسته شدن انعقاد نطفه تا ورود به دنیا و پس از آن،

انسان با سختی مواجه است و دنیا با همه گشایشی که دارد، سختی هایی نیز دارد.
 
با این توصیف فلسفه این همه سختی چیست؟

سختی ها انسان را در منازل عرفانی نگاه می دارد. رفاه غفلت آور

است. رفاه بیش از حد موجب می شود انسان از خدا، از خود، از تمدن

و هویت و فرهنگ غافل شود و همین موضوع بحران هویت به دنبال دارد.

آیا یک دانشجوی ریاضی یا فیزیک در رفاه و خورد و خوراک و خوابیدن

است که به المپیاد راه پیدا می کند یا در سختی ها؟ بنابراین سختی را

خدا وارد می کند؛ خدایی که "أقرب من حبل الورید" است و از رگ گردن

به انسان نزدیک تر. او به انسان بیشترین محبت را دارد و بلندترین

مقامات را برای او می خواهد. پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز با همه

رنج یتیمی و آزار کفار و هجرت ساخت و در میان مردم زندگی کرد.

بنابراین فلسفه سختی ها این است که انسان در حال یقظه و بیداری

بماند و از خود، جامعه، همنوعان و از همه مهم تر خدا غافل نشود و در

برابر شریعت حس مسوولیت داشته باشد.
 

اما گاه آنچنان سختی های زندگی اوج می گیرد که انسان مستاصل

شده و در این بین آنقدر تحت فشار است که نمی تواند به کسب این

مقامات بیندیشد؛ آیا در اینجا ورود سختی ها نتیجه عکس ندارد؟

ببینید در جایی انسان به ظاهر از کوره در می رود و تحمل خود را از

دست می دهد که خردمندی و عقلانیت و مراجعه به رسول باطنی که

همان عقل است را نداشته باشد. در این زمینه به مثالی اشاره

می کنم: فرض کنید گنجشکی وارد ساختمانی شده است برای رهایی

دائم خود را به این طرف و آن طرف می زند و تلاش برای نجات می کند.

همین عمل موجب می شود که زمین گیر شده و در اثر اصابت به

جاهای مختلف، گیج بزند. در صورتی که اگر این گنجشک به جای این

کار و به جای آن که گمان کند راه فراری نیست، به آرامی گوشه ای

بنشیند و اطراف را نگاه کند، قطعا پنجره ای باز خواهد یافت که از آن

فرار کند. انسان نیز همین طور است. وقتی مشکلات به او هجوم آورند

باید بنشیند و فکر کند، فکر کردن برای همین از 70 سال عبادت بهتر

است. اما معمولا وقتی بلایی وارد می شود، انسان دست و پای خود را

گم می کند و با احساسات و بدون منطق و عجولانه تصمیم می گیرد و

چه بسا وقتی عقل را به کار نگرفت و افراط کرد، کار به خودکشی

کشید. یا وقتی عقل تعطیل شد، سر از نهیلیسم (پوچ گرایی) در آورد.

باید دانست همیشه بارقه امید و راه برون رفت و مفری وجود دارد که اگر

انسان عاقلانه بیندیشد، می تواند آن را پیدا کند و بر سختی ها فائق

آید و به مقامات بالا دست یابد.

 

 

منبع : با تشکر از سایت شیعه نیوز:



برچسب ها : آموزشی ، مذهبی