خدایا شُکرت

خدایا شُکرت

خدایا شُکرت

خدایا شُکرت

خدایا شُکرت

خدایا شُکرت

از سر کار که رفتم خونه خیلی گرسنه بودم حدود نه ساعت بدون غذا

خوب خانواده دعوت بودن من هم قرار شده بود شب برم.

شکم دو ماهی متوسط رو باز کردم یک مقدار مخلفات مثل سبزی ماهی ، تمرهند ، ادویجات و یک چیز دیگه که خودم اگه داشته ئباشم اضافه میکنم غارا رنده شده که از قبل درست شده بود رو توی شکم ماهی ها گذاشتم و رفتم سراغ مَنقل زغال نداشتیم حوصله بیرون رفتن هم نداشتم یک نگاهی کردم توی پشت بام دیدم یک جعبه چوب هست رفتم سراغش و شروع به شکستنش کردم وقتی آتش بر قرار شد ماهی ها رو روی توری گذاشتم مدتی نگذشت که  حسابی بِرشته شدن  بوی کباب ماهی گشنگی رو دو چندان کرده بود.

سفره رو کشیدم و لیمو سنگی ، پیازچه و سیر رو گذاشتم روی سفره

 ماهی ها رو توی یک سینی گذاشتم آستین ها رو زدم بالا و با دست که قبلاً شسته بودم شروع کردم به خوردن ( جاتون خالی ) ، ( جاتون سبز ) .

 

خدای من

خیلی ، خـــــــــــیلی خوشمزه بود، باورتون نمیشه صدها بار من ماهی به شکلهای مختلف ( توی باغ ، کنار رودخانه ، دریا ، توی لنج ، رستوران ، خونه ، پرورش ماهی و... ) خوردم که به این لذیذی نبودن

 اونقدر لذیذ بود که در حین خوردن بارها شکرگذاری کردم از خدای مهربون که این غذای لذیذ رو توی سفره ام گذاشته .

خیلی هم دعا کردم برای کسایی که واقعاً سختشونه برای خود و خانواده و فرزندهاشون غذا تهیه کنند

دعا کردم

خدایا این لقمه حلال رو از ما نگیر و سر هر سفره ای جز شادی و غذای حلال هیچ غمی و حسرتی نباشه

خدایا خیلی دوستت دارم، " خــــــــــــــــــیلی " ،

خدایا لطف و محبتت رو از ما کم نکن

شاد باشید به امید روزهای قشنگی که در پیشِ

ایرانی سلام

پنجشنبه 1390/08/19


 

 



برچسب ها : ایرانی سلام ، دلنوشته ها ، ماهیگیری ، زیباترین