تکذیب؛ عاقبت گناه

سوره ی الروم  آیه 10

ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا

یسْتَهْزِئُونَ

سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی

رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!



تکذیب؛ عاقبت گناه :

این آیه به آخرین مرحله ی کفر کافران اشاره دارد که گناه و آلودگی

همچون بیماری خوره به جانشان افتاده و روح ایمان آنان را خورده و از

بین برده و کار را به جایی رسانده که سر از تکذیب آیات الهی در

می آورند و از آن هم فراتر می رود و آنها را به استهزا و مسخره کردن

پیامبران و آیات الهی وا می دارد و به مرحله ای می رسد که دیگر هیچ

وعظ و اندرز و انذاری در آنان موثر نیست و جز تازیانه ی عذاب دردناک

الهی راهی باقی نمی ماند.


نگاهی به صفحات تاریخ زندگی بسیاری از یاغیان و جانیان نشان

می دهد که در آنها در آغاز کار چنین نبودند و نوری از ایمان در قلب آنها

هم می تابید؛ ولی ارتکاب گناهان پی در پی سبب شد که روز به

روزاز ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله ی

کفر برسند.

در تاریخ نقل شده که وقتی حضرت زینب (س) مشاهده کرد

یزید بن معاویه با گفتن کلمات و اشعار کفر آمیزی که بیانگر ایمان

نداشتن او به اساس اسلام بود، همه چیز را به مسخره گرفته ، بعد از

حمد الهی و درود بر پیامبر (ص) چنین فرمود : « خداوند راست گفت

که  « ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا... »؛ یعنی اگر تو امروز با این

اشعار کفر آمیز ، اسلام و ایمان را انکار می کنی ، جای تعجب

نیست.

این همان چیزی است که خداوند فرموده که مجرمان سرانجام

آیات ما را تکذیب می کنند (1)

1-    پیشین ، ص 374

/ 21 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راه حق

سلام ممنون نکته ای تکان دهنده است[گل]

کلیدبهشت

جاده ی موفقیت سر راست نیست پیچی وجود دارد به نام شکست دور برگردانی به نام سردر گمی سرعت گیر هایی بنام دوستان چراغ قرمز هایی بنام دشمنان چراغ احتیاط هایی بنام خانواده تایر های پنچری خواهید داشت به نام شغل اما اگر یدکی بنام عزم داشته باشید موتوری به نام استقامت و راننده ای بنام خدا به جایی خواهید رسید که موفقیت نام دارد

حضوری برای ظهور

گناه و آلودگى، همچون «بيمارى خوره» به جان انسان مى ‏افتد، و روح ايمان را مى‏ خورد، و از بين مى‏ برد، و كار به جائى مى‏ رسد كه سر از تكذيب آيات الهى، در مى‏ آورد، و از آن هم فراتر مى‏ رود، و او را به استهزاء و سخريه پيامبران و آيات الهى وا مى‏ دارد، و به مرحله ‏اى مى‏ رسد كه ديگر، هيچ وعظ و اندرز و انذارى مؤثر نيست، و جز تازيانه عذاب دردناك الهى، راهى باقى نمى‏ ماند!

آوا

سلام دوست عزیز خیلی پست عالیی بود..دستتون درد نکنه. خدا نکنه ما به این مرحله از بد عاقبتی برسیم که مصداق این آیه شویم. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا. بروزم و منتظر حضور سبزتان.

مرتضی

سلام بزرگوار خیلی ممنونم از حضورتون خوشحالم مطلب مفید بوده زنده باشید بسیار زیباست زنده باد یا مهدی [لبخند]

نوكر اهل بيت (ع)

سلام بر شما ان شاالله خداوند عاقبت همه ما را ختم به خير كند و ما را به راه راست هدايت فرمايد. ممنون از حضور شما اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم عجل لوليك الفرج در پناه حق موفق باشيد التماس دعا يا علي مدد [گل][گل][گل]

عاشق مهدی(عج)

اســـــــــــــفند اســـــــــــــــــت[گل] وقت كــــــــــــوچ كردن به فــــــــــروردين.[گل] وقت بخشــــــــيدن و صــــــاف كـــــــــــــــردن دل[گل] پس ببخش اگر بانگاهي ياصدايي يازباني يا قلمي رنجاندمت[گل] سلام.. به روزم منتظر حضــــــورتــــــــون ..

آوا

سلام صبح بهاریتون قشنگ و روزتون خدایی اومدم ببینم مطلب جدیدی برای استفاده هست.. موفق باشید و برقرار.

بنت الهدي

آخرزنگ دنياكي مي خورد خدامي داند،ولي.......... آن روز كه آخرين زنگ دنيا مي خوردديگرنه مي شودتقلب كردونه مي شودسركسي راكلاه گذاشت. آن روزتازه مي فهميم دنيا باهمه بزرگي اش ازجلسه امتحان هم كوچكتر بود. آنروزتازه مي فهميم كه زندگي عجب سؤال سختي بودسؤالي كه بيش ازيك بارنمي توان به آن پاسخ داد. خداكندآنروز كه آخرين زنگ دنيا مي خورد،روي تخته سياه قيامت اسم ماراجزء خوبها بنويسند. خداكند حواسمان بوده باشدوزنگهاي تفريح آنقدردرحياط نمانده باشيم كه حيات يادمان رفته باشد. خداكندكه دفترزندگيمان را جلدكرده باشيم.وبدانيم دنيا چرك نويسي بيش نيست.

بنت الهدي

هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم ؟ من اگر اينهمه بيدار نباشم چه كنم ؟ گريه بر درد فراق تو نكردن سخت است خونجگر از غمت ای يار نباشم چه كنم ؟ عده ای بر سر آنند اسيرت نشوند من بر آنم كه گرفتار نباشم چه كنم ؟ تو چه كردی كه من از خواب و خوراك افتادم ؟ راستی ، اينهمه بيمار نباشم چه كنم ؟ چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر عاشق روی تو يكبار نباشم چه كنم ؟ ابرويت تيغ مصری است كه جان ميطلبد به طلبكار بدهكار نباشم چه كنم ؟ خواستم نام مرا هم بنويسند همين سر بازار خريدار نباشم چه كنم ؟ من اگر مثل تو هر صبح و غروبی آقا فكر بين در و ديوار نباشم چه كنم ؟